معين الدين محمد زمچى اسفزارى

134

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

نمىخورد . و در چندين « 1 » قرن كه از بناى اين شهر گذشته و روز بروز عمارات و مستحدثات آن در تزايد بوده و « 2 » چوب و درخت و هيمه « 3 » ازين صحرا بهرات آورده‌اند هرگز كمى نكرده [ و هرچند مىبرند و بخرج مىبرند زياده مىشود ] . « 4 » ديگر : پسته نقلى كه از آنجا حاصل مىشود نقلى است خوب و مرغوب و بغايت پرمغز و لطيف و خندان « 5 » و چندان بركت دارد كه به اطراف ممالك مىبرند و با آنكه در كم زمين مثل آن حاصل ميگردد هيچ كمى ندارد و به همه جا ميرسد . ديگر : هيمه آنجا كه از درختان پسته و آورس است بركتى « 6 » عظيم دارد . چنانچه اكثر مردم هرات از آن هيمه به كار مىبرند خصوصا زمستانها كه در تمام خاندانها هيمهء پسته ميسوزند و با وجود همه « 7 » عظمت اين شهر و كثرت مردم او « 8 » هيچ كمى نميكند ، [ و همهء اين هيمه از درختانيست كه به خود خشك شده و در صحرا سفيد گشته ] سبحان قادرى كه از يكنوع اشجار اين مقدار نفع و فايده بابرار و اشرار ميتواند داد از درخت سبز او پستهء بدان نغزى و پرمغزى و از اخشاب خشك آن « 9 » هيمهء بدين نيكوئى . ديگر : اسب و گوسفند و مواشى ديگر « 10 » كه سبب معاش و مادهء انتعاش

--> ( 1 ) - مج : و در چند قرن . مك : و در چندين قرن . ( 2 ) - مج : بوده چوب . مك : بوده و چوب . ( 3 ) - هيمه : هيزم سوختنى - آنندراج . ( 4 ) - عبارت : [ و هرچند مىبرند و بخرج مىبرند زياده مىشود ] از زيادات نسخه مج است و در مك ندارد . ( 5 ) - مج : و لطيف و چندان . مك : و لطيف و خندان و چندان . ( 6 ) - مج : بركتى . مك : بركت . ( 7 ) - مج : با وجود همه عظمت . مك : با وجود عظمت . ( 8 ) - مج : مردم او شمهء مذكور شد هيچ تنگى نميكند و همه اين هيمه از درختانيست كه به خود خشك شده و در صحرا سفيد گشته سبحان قادرى . مك : مردم كمى نميكند سبحان قادرى . ( 9 ) - مج : خشك آن هيمهء . مك : خشك هيمهء . ( 10 ) - مج : مواشى كه . مك : مواشى ديگر كه .